۱۳۹۰ دی ۹, جمعه

کتاب «نگاهی به فراز و فرود فرقه دمکرات آذربایجان در زنجان» و نقد و بررسی آن

زنگان سسی:وقتی که خبر انتشار کتابی با موضوع «زنجان در دوره فرقه دمکرات آذربایجان» را شنیدم، خوشحال شدم که بالاخره محققی پیدا شده تا درباره زنجان و وقایع زنجان نیز کتابی به رشته تحریر درآورد

بدین خاطر که به غیر از معدودی، متأسفانه اکثر نویسندگان و محققان زنجانی، به جای پرداختن به موضوع شهر و منطقه خود، نوشته‌هایشان مربوط به سایر مناطق و یا موضوعاتی کلی است و به همین خاطر زنجان از فقر نوشتاری رنج می‌برد. پس از مدتی از انتشار، کتاب را تهیه و مطالعه کردم. با توجه به موضوع و اسم انتخاب شده برای کتاب(نگاهی به فراز و فرود فرقه دمکرات آذربایجان در زنجان)، انتظاری که شخصاً از آن داشتم چیزی خیلی بیشتر از آن بود.

کتاب «نگاهی به فراز و فرود فرقه دمکرات آذربایجان در زنجان» که از سوی دکتر «مسعود بیات» تألیف شده، متشمل بر چهار فصل، هشت گفتار و دو ضمیمه اسناد و تصاویر است که از 229 صفحه آن، 159 صفحه به متن و 70 صفحه به عکس و اسناد تاریخی اختصاص داده شده است. هر چند کتاب فوق می‌تواند نوید خوبی برای آغاز تحریر تاریخ زنجان در مقاطع مختلف باشد ولی می‌توانست خیلی بهتر و علمی‌تر از این باشد. در این نوشته فقط به کلیاتی که در نگاه اول نظر خواننده را جلب و جذب می‌کند، اشاره می‌کنم.

1- اولین چیزی که در نگاه اول نظر مخاطب را به سوی خود می‌کشاند، طراحی و صفحه‌چینی نامناسب صفحات داخلی است. هر چند که موضوع کتاب تاریخی است، اما طراحی خوب و مناسب کتاب نقش اساسی در مطالعه کتاب دارد و می‌تواند مانع از خستگی خوانندگان به هنگام مطالعه شود.

2- یک سری موضوعات از نظر نگارنده کتاب، به عنوان «مفروض» پذیرفته شده است و نه به عنوان «فرضیه» و مؤلف نیازی ندیده است که در مورد آنها بحث کرده و ثابت کند. موضوعاتی مانند اینکه «سران فرقه دمکرات کاملاً سرسپرده شوروی بودند و هر آنچه که انجام داده‌اند به خواسته و میل اربابانشان بوده است»، «هر آنچه در ایران نوشته شده، اگر در تقبیح فرقه و سران آن باشد، مستند و قابل اتکا است، در غیر این صورت با اهداف مغرضانه نوشته شده و سندیت ندارد»، «زنجان جزء آذربایجان نبوده و نیست»، «فرقه دمکرات در ظاهر شعار تجزیه‌طلبی می‌داده است» و نوع کلماتی که در مورد فرقه و سران آن به کار برده شده، مشخص می‌کند که نگارنده نیز دیدگاه مثبتی نسبت به فرقه ندارد و به عنوان محقق و پژوهش‌گر، بی‌طرفی اختیار نکرده چون کلمات و جملات استفاده شده نشان از دیدگاه منفی وی نسبت به فرقه است و این امر خواننده را در مورد علمی و بی‌طرف بودن کتاب به شک می‌اندازد.

3- نگارنده در مقدمه کتاب پنج سوال را مطرح کرده و ادامه می‌دهد که در این پژوهش قصد پاسخگویی به این سوالات را دارد ولی بعد از مطالعه کتاب متوجه می‌شویم که پاسخ مناسبی به این سوالات نداده است. برای مثال در سوال سوم می‌نویسد: دمکرات‌ها در ایام استیلای خود بر زنجان، دست به چه اقدامات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی زدند و این اقدامات چه پیامدهایی داشته است؟ و در جواب نیز فقط اشاره می‌کند که سینما و تئاتر ایجاد، خیابان‌ها را سر و سامان داده، بعضی از زمین‌های اربابان را بین روستاییان تقسیم و .....

مثل اینکه سوالی امتحانی است که فقط برای نمره گرفتن، به آن پاسخ داده شده است. در حالی که بررسی پاسخ این سوال، خود کتابی مجزا می‌خواهد.

حکومت فرقه دمکرات یک سال به طول انجامید و با توجه به اینکه خیلی از کسانی که دوره فرقه را به یاد دارند، هنوز در قید حیات هستند، می‌توانستند منبع خوبی برای گردآوری اطلاعات باشند، چونکه بیشتر کتاب‌های نوشته شده در مورد فرقه مغرضانه است و صورت علمی و بی‌طرفانه ندارند. در حالی که در کتاب فوق این بخش از منابع زنده تاریخی تقریبا نادیده گرفته شده و فقط به گزارشات خبرنگارانی که پس از شکست فرقه با اهدافی خاص که از سوی نشریات دنبال می‌شد، به ارائه گزارش پرداخته‌اند، اشاره شده است.

4- نگارنده کتاب فقط 44 صفحه (از صفحه 59 تا 103) را اختصاص به دوره یک‌ساله حکومت فرقه در زنجان اختصاص داده است. در حالی که شرح وقایع یک سال حکومت، اقدامات صورت گرفته از سوی فرقه، اصلاحات صورت گرفته، عکس‌العمل مردم و خان‌های فراری و درگیری‌هایی که در مناطق مختلف به راه انداختند و ... نیاز به صفحاتی خیلی بیشتر از آن دارد و لازم بود گزارشات و اطلاعات بهتر و مفیدتری نسبت به این یک سال داده می‌شد.

5- نویسنده سعی کرده است عقب‌نشینی شوروی از ایران را نتیجه سیاست‌ها و دیپلماسی موفق قوام جلوه دهد در حالی که هرچند قوام توانست نقشی ایفا کند، اما در واقع کاملاً هم اینگونه نبود. شوروی وقتی مجبور به عقب‌نشینی از ایران شد که آمریکا، آنها را تهدید به بمباران اتمی کرد و سیاست‌مداران شوروی به خوبی می‌دانستند که آمریکا در این موضوع شوخی ندارد و همانطور که ژاپن را بمباران اتمی کرده، می‌تواند شوروی را نیز بمباران کند.

6- از سوی دیگر، اینکه فرقه دمکرات آذربایجان با شوروی در ارتباط بوده، صحیح است اما همه کارهای فرقه بنا به دستور و امر شوروی نبوده است. تشکیل شدن فرقه دمکرات در آذربایجان نتیجه سیاست‌های پهلوی نسبت به آذربایجان بود. همه محققین مخالف و موافق فرقه به این امر اذعان دارند که در دوره پهلوی، آذربایجان در بدترین شرایط اقتصادی و سیاسی قرار داشت و در حق مردم این دیار ظلم و جفا می‌شد. بسیاری از اقدامات صورت گرفته از سوی فرقه نیز در راستای رفع همین تبعیض‌ها بود. خرج شدن درآمدهای آذربایجان در خود منطقه، تدریس زبان ترکی در مدارس، برخورداری از مجلس ایالتی و تعیین مسئولین استانی از سوی این مجلس و اموری مانند اینها که آرزوی مردم و نه خان‌های وابسته به دستگاه پهلوی بود.

حتی خیلی از اقدامات صورت گرفته دیگر، از جمله دادن حق رأی به زنان، تقسیم اراضی بین کشاورزان از اقدامات پیشروانه و بی‌سایقه فرقه بود که برای اولین بار در ایران اجرا می‌شد و نشان از این دارد که هدف فرقه نه خیانت، بلکه خدمت به مردم بوده است. استفاده از نشریه «آذر» که از سوی فرقه دمکرات در زنجان منتشر می‌شد، می‌توانست اطلاعات خوبی را در مورد وضعیت زنجان در دوره یکساله به  دست دهد.

سرتیپ درخشانی که در بین فرماندهان ارتش به ایران‌دوستی و عدم وابستگی به شرق و غرب معروف بوده، در خاطرات خود به این مسائل و مشکلات ریشه‌ای اشاره کرده و در دفاعیات خود در دادگاه نظامی نیز علت رشد و تشکیل فرقه را ناشی از تبعیض صورت گرفته نسبت به آذربایجان و سیاست‌های غلط دولت‌های پیشین می‌داند.

6- بحث دیگر این است که نویسنده فقط به اسناد دولت مرکزی و تلگراف‌های رد و بدل شده بین مرکز و زنجان اکتفا کرده است. گزارشات کسانی که دارای پست و مقام دولتی بودند، معلوم است که نسبت به فرقه منفی بوده و در ارسال تلگراف نیز نسبت به آنها بد و بیراه گفته‌اند. به همین دلیل برای نوشتن وقایع رخ داده، باید منابع و اسناد بی‌طرف هم مورد استفاده قرار می‌گرفت. در این بین، به نحوه و کیفیت حکومت یکساله فرقه بر زنجان و اسناد و ارتباطات اداری بین زنجان و تبریز هیچ اشاره‌ای نشده است.

7- اگر چه در دوره تشکیل فرقه و حتی امروزه زنجان از لحاظ تقسیمات اداری جزء استان آذربایجان نبوده، ولی از لحاظ تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی جزء لاینفک آذربایجان است و آذربایجان نیز نه یک منطقه و بخش اداری، بلکه منطقه‌ای فرهنگی جغرافیایی است و قرار نگرفتن در تقسیمات اداری آن به معنی جزئی از آن نبودن نیست. برای نمونه امروز که فقط دو استان به نام آذربایجان وجود دارد، آیا می‌توان گفت که با توجه به تقسیمات اداری، زنجان و اردبیل جزء آذربایجان نیستند؟ جواب بله به این سوال بی‌شک پاسخی غلط است.

در پایان، با آرزوی موفقیت برای دکتر بیات، امیدوارم در تکمیل این اثر و یا نگارش آثاری دیگر در ارتباط با تاریخ زنجان جدی و کوشا باشند. شاید قلم‌فرسایی ایشان باعث تشویق دیگران نیز شود.

چاپ شده در روزنامه «مردم نو» زنجان، شماره 2141، یکشنبه 27 آذر 1390

نظر خواهی سایت گوناذ پورت در خصوص آینده نظام ایران

زنگان سسی:به نقل از آرازنیوز :سایت اینترنتی گوناذ پورت (گونئی آزربایجان پورتالی) در بخش سوالات و نظر سنجی خود سوالی را با عنوان چه تغیری را در ایران پیش بینی می کنید؟ قرار داده است، در این بخش چهار گزینه مطرح شده است:

الف- نظام ایران در نتیجه حمله نظامی ساقط خواهد شد.

ب- اعتراضات های داخلی موجب ساقط شدن نظام ایران خواهد شد.

ج- مشکلات اقتصادی و اختلافات سیاسی جناح ها موجب ساقط شدن نظام ایران خواهد شد.

د- بحثی در خصوص تغییر نظام در ایران در میان نیست.

با توجه به شرایط حساس موجود در منطقه و ایران و نقش ملت ترک آزربایجان جنوبی و حرکت ملی آزربایجان در تحولات احتمالی بررسی و جمع بندی نظرات و دیدگاه های مردمی جایگاه ویژه ای در تصمیم گیری فعالان حرکت ملی دارد و چنین نظرسنجی هایی حائز اهمیت فراوان است.

http://www.gunazport.com/site/

یک نماینده مجلس: این همه درآمد نفتی چه شد؟

یک نماینده مجلس ایران از وضعیت نا مشخص درآمد نفتی کشور در دولت محمود احمدی‌نژاد انتقاد کرده است. وی می‌گوید با وجود درآمدهای هنگفت نفتی، وضعیت اقتصادی کشور وخیم است و دولت در مورد میزان تورم اطلاعات نادرست منتشر می‌کند.

داریوش قنبری، نماینده اصلاح‌طلب مجلس شورای اسلامی ایران می‌گوید درآمد حاصل فروش نفت نه تنها باعث سرمایه‌گذاری و ایجاد اشتغال موثری نشده است، بلکه چرخ‌های اقتصادی کشور را نیز از کار انداخته است.

این نماینده مجلس با اشاره به درآمد ۱۱۰۰ میلیارد دلاری نفت ایران از ابتدای استخراج تا سال ۱۳۹۰، به سایت بازتاب گفت: «بیش از نهصد میلیارد دلار این درآمد مربوط به دوران پس از انقلاب است و جالب آن است که بیشتر این درآمد، یعنی بیش از ۵۰ درصد آن مربوط بهه دولت‌نهم و دهم است.»

آقای قنبری ‌افزود: «اما مشخص نیست این درآمد کجا رفته؟ و جای سوال و شگفتی اینجاست که با وجود چنین درآمدی شاهد تحول چندانی در عرصه اقتصادی کشور نبوده‌ایم.»

وی از میزان پایین موجودی حساب‌های ذخیره‌ی ارزی با وجود مازاد درآمد نفتی، گفت: «مشخص است از درآمدهایی که نصیب کشور شده پولی باقی‌ نمانده و این ابهامی است که همواره مطرح کرده‌ایم. جالب است که درآمدهای نفتی به اطلاع نمایندگان نمی‌رسد و حتی کمیسیون‌های تخصصی نیز از این موضوع بی‌اطلاع‌اند.»

موضوع درآمد نفتی ایران در چند سال اخیر و نحوه‌ی مصرف آن یکی از انتقادات جدی به دولت محمود احمدی‌نژاد است. دولت به دلایل مختلف از جمله «شرایط خاص بین‌المللی ایران» از پاسخگویی به این موضوع طفره رفته است.

منتقدان دولت می‌گویند با وجود چنین درآمد سرشاری وضعیت اقتصادی بهبود نیافته و کار چندانی در زمینه‌ی توسعه صورت نگرفته است. برخی کارشناسان اقتصادی نیز معتقدند دولت دچار روزمرگی شده و از درآمد نفت برای واردات و کنترل قیمت‌ها استفاده می‌کند.

داریوش قنبری نیز با اشاره به میزان واردات کالا به ایران در چند سال اخیر تصریح کرد: «سالانه نزدیک به هفتاد میلیارد دلار واردات داریم و این به معنای از دست رفتن اشتغال و کاهش سرمایه‌گذاری در کشور است و نهایتا تورم افسار گسیخته و قابل انتظاری را بر کشور و ملت ایران تحمیل کرده است.»

عضو فراکسیون اقلیت مجلس نرخ اعلامی تورم و بیکاری از سوی دولت را غیر واقعی ارزیابی ‌کرد و ‌افزود: «مشخص نیست نرخ تورم کنونی کشور با چه شاخصی سنجیده شده که آقایان ادعای تورم ۱۹ درصدی دارند؟ وقتی کالاها چندین برابر شده است آیا همچنان می‌توان از تورم ۱۹ درصدی صحبت کرد؟»

نحوه‌ی محاسبه آمار مهم اقتصادی در دولت محمود احمدی‌نژاد یکی دیگر از انتقادهای کارشناسان اقتصادی است. برخی از از این کارشناسان معتقدند دولت روش محاسبه نرخ تورم و بیکاری را تغییر داده و به این صورت ارقام واقعی را منتشر نمی‌کند.

تغییر کالایی که در دولت‌های گذشته در سبد محاسبه تورم منظور می‌شدند و همچنین ارائه‌ی تعریف جدید از افراد شاغل از تصمیماتی است که مورد انتقاد قرار گرفته است. به عنوان نمونه بر اساس این تعاریف، افرادی که در هفته یک ساعت کار انجام دهند، همچنین سربازان، دانشجویان و زنان خانه‌دار، شاغل محسوب می‌شوند.

داریوش قنبری از شیوه محاسبه این ارقام نیز انتقاد کرد و ‌افزود: «تورم واقعی را می‌توان از افزایش قیمت موارد خوراکی تشخیص داد و در این صورت باید از تورمی بالای ۵۰ درصد صحبت کرد.»

زنجان و ترس از بیداری ملی - تقدیم به مهرداد کرمی

زنگان سسی:عقب گردی به سالهای نه آنچنان دور تلنگریست بر حافظه گرد و خاک گرفته مان تا به یاد آوریم که " چه خبرها شد که خبرمان نشد". عقده های تل انباشت شده از هزار سال حکومت تورکان بربخش مهمی از خاورمیانه، زیر دستی های همسایه وحامیان اروپایی آنها را برآن داشت تا دست ملت گرایی کور را بر چنگ سیاست بنوازند تا بدینسان آهنگ ناموزونی بنام "ایران پرستی بر مبنای فارسگرایی" پدید آید! دریغا که پدران ما خواب بودند و خواب ماندند تا ما را "وارثان بی تقصیر شکستی کنند که سالهای سال است بر ما آوار شده است"! زبان مادریمان را به بهای تمامیت ارضی کشور، بخوانیم رسمیت یافتن زبان فارسی، به انزوا کشاندند. خاک (جنوب) وطنمان را به اسم تقسیمات استانی تکه تکه کردند و بر هر تکه اسمی نهادند جز آذربایجان! ملتمان را به مدد ناسرمایه گذاریها و نافرهنگ سازیها و دیگر ناملایمات زمین گیر کردند، مهاجر کردند، "آذری" کردند، "ایرانی" کردند و... باز پدران خوشخواب ما زیر لحاف "الیناسیون و آسیمیلاسیون " بر بستر "سهل انگاری و ساده اندیشی" آرمیدند!

دوران خدمت سربازیم را به یاد میآورم. در آن دوران برای اولین بار با بچه های استان "زنجان" آشنا شدم و یادم می آید برای اولین بار فهمیدم که اینان کسانی هستند از جنس خودم! با حال و روحیه و زبانی از جنس زبانی که من بدان تکلم میکردم! معلمین درس تاریخ - جغرافیا هیچگاه در این مورد سخن نگفته بودند که زنجان نیز شهریست تورک نشین وبخشی از خاک آذربایجان . گناه من و معلمانم گردن آنهایی که گفتند برخی مسائل را نگویید و معلمانم نیز نگفتند! (بگذرم از اینکه بعدها فهمیدم که قزوینی ها و همدانیها و ساوه ای ها و قشقایی ها و... کسانی هستند از جنس خود من). باز به یاد می آورم روز جهانی زبان مادری سال 85 که در آنروز گرچه ما در سایر شهرهای آذربایجان بجز زنگان نتوانستیم جو نظامی و امنیتی حاکم بر شهرهایمان را بشکنیم بر خلاف انتظار ما و آنها که به زعم خویش سیاست و برنامه یکسان سازیشان در آذربایجان را معطوف و محدود کرده بودند به تبریز و اورمو و اردبیل ، زنگان تنها شهر آذربایجان بود که فریاد "هارای هاری من تورکم" ملتم را به مدد متین پورها، بیاتها، عباسی ها ،نعمتی ها،حیدری ها وشاید همان دوستان دوران خدمت سربازی(نه دیگر زنجانی بلکه زنگانی) ام غرید! فریادی به سنگینی خواب سنگین پدرانمان!

"صبح روز 3 آذر 1390 مهرداد كرمي دانشجوی مهندسی برق اهل زنجان و فعال دانشجويي دانشگاه تبريز هنگام مراجعه به دانشگاه با همكاري حراست توسط ماموران امنيتي بازداشت گرديد" و امروز مورخ 7 آذر پنجمین روز بازداشت مهرداد است. در بررسی بازداشتهای اخیر در زنگان و همچنین جدیتی است که اداره اطلاعات در دستگیری مهرداد به خرج داده است شاید علت امر اعتراضات مرتبط با خشکاندن "اورمو گؤلو" که موج آن حادثه مذکور به زنجان نیز رسید، دلیل بازداشت مهرداد وسایر فعالین زنگانی شناخته شود، اما این حوادث، ظاهر قضیه است. اصل قضیه به این سخن ماموری که قبلا مهرداد را بازجویی میکرده برمیگردد که" اجازه نمی¬دهیم که زنجان را سیاسی کنید"! 

در مقایسه فضای موجود زنگان با سایر شهرهای آذربایجان (جنوبی) که خود مهرداد نیز در نوشته اخیرش بدان اشاره کرده بود، اگر امروز فعالین زنگانی حرکت ملی آذربایجان در راه بیداری ملتمان سختی ها وفشارهای فراوانی را متحمل و متقبل میشوند اشاره به همان سخن بازجو دارد که " نبایستی زنجان سیاسی شود " با توجه به خط فکری مهرداد، میتوان براحتی منظور آن بازجو از "سیاسی شدن زنجان" را فهمید! "نبایستی زنجان سیاسی شود" یعنی نباید موج بیداری ملی تورکان و هویت طلبی تورکی-آذربایجانی در زنجان رسوخ کند! زیرا در اینصورت است که تورک زنجانی در باز تعریفی که از هویت و کیستی برای خود خواهد داشت، نقشه های 80ساله دستگاه فارسگرایی-آریا پرستی بر آب خواهد کرد و زنجانی که تا دیروز "چاقوهای تیزش شکم دشمنان ایران" را پاره میکرد اینبار شکم رویاهای همین خیالبافان را خواهد درید! بیداری و فعالیت های هویت طلبانه جوانان در زنگانی که نمی بایست بیدار می¬شد، کابوسی است که خواب را از چشمان فارس پرستان(که قریب به صد سال است که قدرت دست آنهاست) ربوده و اگر امروز مهرداد کرمی، در حریم دانشگاه و به کمک نهادی از دانشگاه که در اصل وظیفه محافظت دانشجو را برعهده دارد به دست ماموران ادراه اطلاعات سپرده می¬شود دقیقا به همین خاطر است.

سعید متین پور در نوشته ای با تیتر ما در آستانه نوروز و دوستانمان پشت دیوارهای بلند زندان، چنین جمله ای گفته بود که:
" فکر می کنم آرمان اجتماعی و وظیفه روشنگری ما در این برهه زمانی اولویتی است که به راحتی زندگی عادی ترجیح دارد. "
و نهایت اینکه، مهرداد کرمی به همان دلیلی که سختی های روشنگری ملتش را به راحتی زندگی عادیش ترجیح داده، به همان دلیل نیز مقاومت خواهد کرد و تسلیم نخواهد شد.
2011-12-30 02:26:05

صدور قرار وثقیه 70 میلیون تومانی برای سعید نعیمی

زنگان سسی:امروز دی ماه 90، بعد از گذشت بیش از 235 روز از بازداشت موقت سعید نعیمی در اداره اطلاعات و زندان تبریز قرار وثیقه 70 میلیونی برای وی صادر گردید. سومین جلسه دادگاه رسیدگی به پرونده سعید نعیمی فعال سیاسی آذربایجان، عضو شورای سیاست گذاری دفتر تحکیم، مدیر مسئول سابق نشریه دانشجویی سس، صبح امروز به ریاست آقای حملبر، قاضی دادگاه انقلاب تبریز و با حضور وکلای وی، آقایان فرهودنیا و فقیی برگذار گردید که در نهایت با تبدیل قرار بازداشت موقت وی به قرار وثیقه موافقت گردید.

اتهامات سعید نعیمی «ارتباط با بیگانگان»، «عضویت در گروه های مخالف نظام»، «نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی» و «معاونت در جاسوسی» ...بوده است. به گفته منابع آگاه از تبریز، در صورت تودیع وثیقه و انجام کارهای اداری در اوایل هفته آینده آزادی سعید امکان پذیر خواهد بود.

سعید نعیمی، فعال سیاسی و مدافع حقوق بشر آذربایجانی ۱۸ اردیبهشت امسال توسط ماموران امنیتی در منزل شخصی خود، واقع در کرج دستگیر و برای بازجویی و رسیدگی به پرونده اش به اطلاعات تبریز منتقل شده است. مهندس نعیمی در دوران تحصیلاتش در دانشگاه زنجان، عضو شورای مرکزی و مسئول واحد سیاسی انجمن اسلامی این دانشگاه بود وی همچنین مدیر مسئول نشریه ی دانشجویی تورکی-فارسی "سَس" در دانشگاه زنجان بود. نعیمی در سال ۱۳۸۰با نشریه "سس " برنده لوح تقدیر جشنواره نشریات دانشجویی در دانشگاه رازی کرمانشاه شد و در دوران دانشجویی کارشناسی ارشد خود در دانشگاه تربیت مدرس تهران، از فعالین شناخته شده جنبش دانشجویی آذربایجان بود.
این درحالی است که از وضیعت ناصر درازشمشیر دیگر فعال سیاسی دربند آذربایجانی که در این ارتباط دستگیر شده است خبری در دست نمی باشد. ناصر دراز شمشیر (آیدین موغانلی) عصرروز 15 مرداد سال 1390 در جعفر آباد مغان توسط نیروهای اطلاعاتی دستگیر شده است. طبق آخرین اطلاعات کسب شده از خانواده آیدین، وی بعد از ماه ها بازداشت در اداره اطلاعات و زندان اردبیل،جهت رسیدگی بیشتر به اطلاعات تبریز منتقل شده است و هنوز از وضیعت پرونده وی خبری دقیق در دسترس نمی باشد. ناصر درازشمشیر(آیدین موغانلی) فارغ التحصیل علوم سیاسی در مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه باکو می باشد که بیشتر مطالعه و فعالیتهای وی درباره هویت و مطالبات ملی آذربایجانیها است. بگفته نزدیکان وی، ناصر در حال فراهم کردم مقدمات تحصیل در مقطع دکتری در یکی از دانشگاه های ترکیه بود و فعالیت خاصی که منجر به دستگیری وی گردد، انجام نداده بود. ماموران وی را از سر مزرعه اش دستگیر و با انتقال به خانه تمامی کتابها، دست نوشته ها، کامپیوتر و سایر وسایل شخصی اش را باخود برده اند.

منبع : کمیته تلاش برای آزادی سعید نعیمی

http://www.saidnaimi.net

 

۱۳۹۰ دی ۸, پنجشنبه

پاسخ به گفته‌های مسئول انصار حزب الله تبریز در خصوص تلوزیون ملی آذربایجان جنوبی (گوناذتی وی)

زنگان سسی:پاسخ به گفته‌های مسئول انصار حزب الله تبریز در خصوص تلوزیون ملی آذربایجان جنوبی (گوناذتی وی)
ما اسلام را نه با حرف حدیث‌های دورغین شما،که در خدمت خواسته‌های نابحقتان است، بلکه با مطالعه راستین اسلامی‌ که سعادت بشری هدف آن است، می شناسیم.  رفتارهای قرون وسطایی و افکار متحجرانه‌ی شما نشان از عدم اطلاع و درک  شما از اسلام سعادت‌بخشی می باشد که دم از آن می‌زنید.
ما معتقد به این هستیم که سعادت بشر در آزادی انسان است و تفکر در آزادی‌ است که پیشرفت می یابد، به همین جهت پایبند به اصول دموکراتیک بوده و هر گونه انتقادات بر عقاید را جایز می شماریم. زیرا تجربه‌ی قرون وسطایی و فرو ریختن افکار متحجر را به یاد داریم و هیچ وقت قصد آن نخواهیم داشت که از اعتقادات دینی برای خود فرصت‌هایی بسازیم. انسانها بازیچه‌های حکومت‌ها نیستند. این با عدالتی که در ادیان و دین اسلام وجود دارد، ضدیت دارد.
هدفمان در این نوشته تحلیل قرآن و یا دین اسلام نیست . بلکه متذکر شدن این نکته است که  33 سال حکومت ایران که نام اسلام را بر سینه خود زده هیچ ربطی به اسلام ندارد، شاید بهتر است درباره‌ی ادعاهای آسمانی بودن فرعونها و پادشاهان در گذشته مطالعه فرمایید تا ماهیت این مسئله بیشتر برای شما روشن شود.  این موضوع را مطرح می کنیم زیرا ممکن است جوابی هم برای مصاحبه مسئول حزب انصار الله شهر تبریز باشد.
اگر نگاهی به قرآن بیاندازیم و رفتارهای حکومت بظاهر اسلامی ایران، می‌بینیم که در قرآن  آمده است که مومن کسیست که به یاری مومن بشتابد و حال با ادعایی که حکومت ایران در اسلامیت ناب محمدی دارد و بغیر از خود و وابستگان خود اسلام موجود در دیگر کشورها را قبول ندارد، پس چرا مهمترین متحدانش را در دنیا همان کشورهایی تشکیل میدهند که دستهایشان به نسل کشی مسلمانان آلوده است؟
آیا به دست آوردن یک رای موافق در سازمان ملل ارزش چشم پوشی بر قتل عام ترک‌های مسلمان اویغور را در کشور چین بدست به اصطلاح شما کافرهای چینی را دارد؟
آیا خلیفه‌گری ارمنستان آنقدر در سرنوشت حکومت بظاهر اسلامی ایران اهمیت داشت که مهمات و اسلحه را در اختیار داشناکهای ارمنی گذاشتید که هزاران کودک و زن و پیرو جوان را به شهادت رسانده، بیش از یک میلیون آواره را در پی داشته باشد و اشغال 20 درصد از خاک یک کشور مسلمان(شیعه) نتیجه آن باشد؟ که این گندکاری حکومت اسلامی آن قدر پرده از روی تقدستان برداشت که خودتان نیز بدان اعتراف میکنید! آیا شاهد فرستادن مهمات سنگین از تبریز به ایروان نشدید ؟ آیا نمیدانستید که ارمنیها در مسجد حضرت فاطمه و امام حسین خوک خواهند بست و در عملی حیوانی برخی از مسجدها را تبدیل به توالت عمومی خواهند کردد؟
آیا دست یافتن به بمب هسته ای برای حکومت بظاهر اسلامی آنقدر حیاتی است که اصلا نسل کشی چچن های تورک مسلمان را به دست روس هارا نمیخواهید ببینید؟ حکومتی با شعار اسلامیت، اما با ماهیت ضد بشری و البته ضد اسلامی.  
حداقل در کشورهای شیعه کلمه حق و عدالت با نام علی (ع) اجین شده است،علی که در تقسیم  بیت المال فرقی بین خودی و دیگران نمیگذاشت،علی که هیچ تبعیضی بین عرب و اجم قائل نمیشد. حال به نظر شما کسانی که در حکومت اسلامی ایران در میز عدالت نشسته و خود را وارث علی مینامند آیا عدالت علی را دارند؟!
شما که دم از توهین بیگانگان به قرآن میزنید، چرا قرآن‌هایتان بدست بیگانگان (چین) چاپ میشود؟ مگر نه اینکه در احکام آمده است که کسی که قرآن را چاب میکند بخاطر لمس کردن آن باید وضو داشته باشد. آیا چاپگران چینی هم مسلمان هستند؟ ارزان  بچاب رسیدن قرآن آیا ارزش غلط‌های املایی آنرا دارد؟ آیا این توهین کمی به قرآن و دین اسلام است؟ یا اعمال شما که در خلاف تعالیم اسلامی است، بیشتر به اسلام و قران ضربه نمی زند؟
 
 
بزرگترین عامل دین گریزی ملتهای ساکن در ایران ترویج خرافات در دین اسلام  و ابزارسازی اسلام برای بدست آوردن خواسته‌های نا مرتبط با اسلام بعد از روی کار آمدن حکومت بظاهر اسلامی شما بود.
تا زمانیکه خمینی زنده بود او را خداگونه می‌پرستیدید، عکسش را در کره ماه می‌دیدید و بعد از درگذشتش سید علی خامنه ای را امام خواندید. یکی از پیشگامان حکومت اسلامی میفرماید خامنه ای بعد از آنکه از شکم مادرش مشرف شد با صدای بلند یا علی گفت. شخصی دیگر میگوید خامنه‌ای بوی امام حسین را میدهد. و دیگری می گوید نور  حضرت علی با حضرت فاطمه آنقدر زیاد بود که چشم انسان نای دیدنش را نداشت. حدیثی می آورند مبنی بر اینکه محمد (ص) فرموده علم اگر در ثریا هم باشد فارسها بدان دست پیدا میکنند  آیا تا بحال رساله خمینی را مطالعه نموده اید که مینویسد "لذت بردن جنسی از بچه شیرخار در صورتی که با لمس زانوهایش انجام شود حلال است؟ و هزاران حدیث زاییده‌ی ذهن به اصطلاح علمای دینی حکومت ایران به خاطر ترویج خرافات.
کند؟؟
 
 
می فرمایید تلوزیون گوناذ تی وی دعوای ترک وفارس راه می اندازد! اگر ما دعوای ترک و فارس راه می اندازیم پس نژادپرستان  فارس که از روی به کار آمدن رژیم پهلوی تا بدین روز بخاطر سیاست های تبعیضانه‌شان خون ملتهای غیر فارس ساکن در ایران را میمکند، چه کار میکنند ؟ آیا به تمسخر گرفتن مردم اردبیل (ترکها) توسط رئیس جمهور سابق ایران سید خاتمی را در مجلس بزرگان دینی ایران از یاد برده اید؟ و بد تر از آن در همان مجلس آخوندی دیگر پارا  فراترگذاشته و میگوید "زمانی زن زنا کرده ای پیش حضرت علی برای تطهیر میرود و میگوید مرا بکشید اما حضرت بخاطر حامله بودن زن  خواسته اش را قبول نمیکند و بعد از چندین بار مراجعه زن حضرت میگوید تو یا ترک هستی یا رشتی! با چنین یاوه گویی هایی توسط مقدسان حکومت اسلامی ایران چه انتظاری از ملت غیور آذربایجان دارید؟ حکومت اسلامی شما که  به اصطلاح بیرق دار حق و عدالت در دنیاست!! چرا در مقابل نژادپرستی هیچ اقدامی نکرد و خود آن اعمال نژادپرستانه را با متدهای نوین ادامه داد؟ آیا این حکومت اسلامی شما نیست که دریاچه‌ی اورمیه را می خشکاند و معترضان را مورد شکنجه قرار داده و حکم زندان برای جوانانمان می دهند؟ ما با نژادپرستی مخالفیم نه با ملتی. با نژادپرستان فارس مخالفیم و با آن مبارزه خواهیم نمود، بهتر است  به واقعیات اجتماعی چشم نبندید. زیرا این حقایق با کتمان شما هم خواهند ماند.  مثل اینکه بزرگان شما با عزم قوی‌شان برا خشکانیدن دریاچه‌ی اورمیه و اجرای مطیعانه فرمایشات نه چندان بزرگانتان ‌ از طرف شماها دشمنی با ترکان را دارید. زیرا این حکومت با مرکزگرایی و نژادپرستی فارسها عجین شده است.   
سی و چند سال است که شعار مرگ بر آمریکا مرگ بر اسراییل سر میدهید، اما بخاطر شنود و جاسوسی در بین خانواده ها از مدرن ترین ابزارهای اسراییل و آمریکا استفاده میکنبد. شما که آنقدر به تجزیه نشدن!! آذربایجان اعتماد دارید چرا میلیون‌ها دلار برای خرید دستگاه به خاطر پارازیت انداختن در امواج تلوزیون‌ها و رادیوهای اجتماعی از کشورهای اسرائیل و آمریکا خرید میکنید.
آیا جوابی برای هزاران تن میوه های اسراییلی پخش شده در تهران دارید؟ یا آن هم یکی دیگر از شیطنت‌های آقازاده‌ها میباشد؟
در پایان به خدمتتان میرسانیم که گفته‌های شما نه تاثیری در روند پیشرفت آذربایجان شمالی خواهد داشت و نه از بینندگان گوناذ تی‌وی کم خواهد شد. چون ملت شریف آذربایجان، شما و امسال شما را در این سی و چند سال به حد کافی شناخته اند و میدانند که اسلامی که شما از آن دم میزنید فقط پرده سیاهی است که بر روی اعمال ننگین و سیاست های خود کشیده اید. گوناذتی وی، صدای یک ملت محروم از ابتدایی ترین حقوق انسانیست که توسط فعالین حرکت ملی آذربایجان ایجاد شده و مدیریت میشود. صدایی است که خواهان برابری ملتهاست نه برتری ملتی بر دیگری. ما همگام با فعالین در آذربایجان جنوبی برای احقاق حقوق ملتی که شما حقی برایش قائل نیستید تلاش نموده و با هر گونه سیاستی که هویت و منافع انسان آذربایجانی را نادیده می انگارد، مبارزه می کنیم. شما که حق تحصیل به زبان مادری برای ملل غیر فارس نمی‌شناشید و از هر گونه تبعیض اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی دریغ نمی کنید، چگونه ادعا می‌کنید که ما دعوای ترک و فارس راه می‌اندازیم. مثل اینکه شما فراموش کرده‌اید با خشکانیدن دریاچه اورمیه حتی حق حیات هم برای آذربایجان قائل نیستید.همه‌ی فعالیت‌های ما نشانگر اینست که ما برای انسانها و ملت‌ها تبعیضی قائل نیستیم و با هر گونه سیاست تبعیضانه مخالف بوده و مبارزه می‌کینم. بهتر است کارنامه‌تان را در اعمال سیاست‌های تبعیض‌آمیزتان بر علیه ترکها و دیگر ملل غیر فارس بررسی نموده و در اظهارنظراتتان عجله نکنید. کمی واقع‌گرا باشید.
از طرف کارکنان گوناذتی وی